<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: به یاد همه‌ی پدرهای دنیا</title>
	<atom:link href="http://i.darvish.info/archives/561/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://i.darvish.info/archives/561</link>
	<description>دل نوشته های محمد درویش</description>
	<lastBuildDate>Fri, 19 Mar 2010 08:26:31 +0330</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: برهانی</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3351</link>
		<dc:creator>برهانی</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3351</guid>
		<description>مهندس درویش عزیز
از دست دادن پدر غم سنگینی است. از خدای بزرگ برایتان آرزوی صبر دارم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مهندس درویش عزیز<br />
از دست دادن پدر غم سنگینی است. از خدای بزرگ برایتان آرزوی صبر دارم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بابای فردا</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3329</link>
		<dc:creator>بابای فردا</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3329</guid>
		<description>روز پدر شدن بر بهترین پدر دنیا مبارک...
مهندس درویش عزیز، هر چند برای اولین بار در روز پدر شدنتان مهر پدری را در کنار خود نخواهید داشت اما ایمان دارم آن مهر با عشق جاودانه بهشتی و نور الهی همچنان دعاگوی شما و اروند نابتان خواهد بود.
تولد آن دلبر دردانه دوست داشتنی مبارک و سایه مهر شما در کنار او جاودانه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روز پدر شدن بر بهترین پدر دنیا مبارک&#8230;<br />
مهندس درویش عزیز، هر چند برای اولین بار در روز پدر شدنتان مهر پدری را در کنار خود نخواهید داشت اما ایمان دارم آن مهر با عشق جاودانه بهشتی و نور الهی همچنان دعاگوی شما و اروند نابتان خواهد بود.<br />
تولد آن دلبر دردانه دوست داشتنی مبارک و سایه مهر شما در کنار او جاودانه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3327</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3327</guid>
		<description>جشنواره
&quot;دوستداران یوزپلنگ در یخاب&quot;
مکان : کاروانسرای شاه عباسی شهر ابوزید آباد (25 کیلومتری شهرستان کاشان از توابع شهرستان آران و بیدگل)
زمان : جمعه 10 مهرماه 1388 ساعت 12-5/8 صبح</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جشنواره<br />
&#8220;دوستداران یوزپلنگ در یخاب&#8221;<br />
مکان : کاروانسرای شاه عباسی شهر ابوزید آباد (۲۵ کیلومتری شهرستان کاشان از توابع شهرستان آران و بیدگل)<br />
زمان : جمعه ۱۰ مهرماه ۱۳۸۸ ساعت ۱۲-۵/۸ صبح</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: درویشی</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3326</link>
		<dc:creator>درویشی</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3326</guid>
		<description>آقای درویش سلام . گزارشی در باره جانوران پارک های ملی در دست تهیه است با شما گفتگویی خواهیم داشت یک نفر دیگر را نیز معرفی کنید سپاس بی پایان</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقای درویش سلام . گزارشی در باره جانوران پارک های ملی در دست تهیه است با شما گفتگویی خواهیم داشت یک نفر دیگر را نیز معرفی کنید سپاس بی پایان</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شقایق</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3325</link>
		<dc:creator>شقایق</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3325</guid>
		<description>خواندن نوشته دوم خانم کالیراد در یک عصر بی تاب جمعه خیلی دل نشین بود...دست مریزاد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خواندن نوشته دوم خانم کالیراد در یک عصر بی تاب جمعه خیلی دل نشین بود&#8230;دست مریزاد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: رعنا</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3324</link>
		<dc:creator>رعنا</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3324</guid>
		<description>زندگی در خوزستان داستان های خود را دارد
تقریبا بیش تر دوستان صمیمی من فرزند شهید اند و یکی دو نفرشان تک فرزند...
سخت است که از وقتی چشم باز می کنی یا از سالهای دور کودکی پدر برایت واژه ای دوست داشتنی و دور باشد ولی  سخت تر از این است که به نام پدر انشان دست تهدید و ظلم روی دخترانشان بلند باشد 
این سخت تر است...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زندگی در خوزستان داستان های خود را دارد<br />
تقریبا بیش تر دوستان صمیمی من فرزند شهید اند و یکی دو نفرشان تک فرزند&#8230;<br />
سخت است که از وقتی چشم باز می کنی یا از سالهای دور کودکی پدر برایت واژه ای دوست داشتنی و دور باشد ولی  سخت تر از این است که به نام پدر انشان دست تهدید و ظلم روی دخترانشان بلند باشد<br />
این سخت تر است&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سید رضا  سید صدرایی</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3320</link>
		<dc:creator>سید رضا  سید صدرایی</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3320</guid>
		<description>سلام. خداوند همه پدران و مادران راقرین رحمت خود فرماید.برای مرحوم پدرتان فاتحه ای قرائت نمودم .روحشان شاد باد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. خداوند همه پدران و مادران راقرین رحمت خود فرماید.برای مرحوم پدرتان فاتحه ای قرائت نمودم .روحشان شاد باد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کالیراد</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3318</link>
		<dc:creator>کالیراد</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3318</guid>
		<description>همکار گرامی آقای درویش
سلامت را سپاس که سپاست بزرگواریست.

متن زیر را به همه ی آنانی تقدیم میکنم که به عشق این دیار زنده اند.
همیشه سربلند باشید و پایدار

من پر از فریاد عشقم
من غریو سرنوشتم
من دلم تنهاست اینجا
وه که بی پرواست اینجا
من یلی از سرزمین بی کرانها
کوههای بس ستبرش
من غریو کاسه ی بشکسته ی لیلا بدستش
من اسیر این دیارم
عاشق این بیشه زارم
من کویرم؛آتشم؛آهم؛سرابم
من زهی اندر کمانم
من صدای این دیارم
ترکشم اندر گلوی دشمنانم
من بلندای ستیغ این دیارم
من کهی در کهکشانم
کهربایم
جزءجزء این تنم عشق است،خاک است
من گذار روزگارم
دره هایم؛دردهایی بس نهان است و
بلندای ستیغ کوههایم،خاطرات سربلندی
من جهانی را نهانی در دل خود خانه دادم
من بلندای ستیغ کوههای این دیارم
مام من،ایران من
تنها دلیل بودن من
سرزمین کودکی ها
خاطرات نوجوانی
مستی ایام شادی
عشق پیری،مرگ من،آغاز و هم پایان من
مام من،ایران من
تنها دلیل بودن من</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همکار گرامی آقای درویش<br />
سلامت را سپاس که سپاست بزرگواریست.</p>
<p>متن زیر را به همه ی آنانی تقدیم میکنم که به عشق این دیار زنده اند.<br />
همیشه سربلند باشید و پایدار</p>
<p>من پر از فریاد عشقم<br />
من غریو سرنوشتم<br />
من دلم تنهاست اینجا<br />
وه که بی پرواست اینجا<br />
من یلی از سرزمین بی کرانها<br />
کوههای بس ستبرش<br />
من غریو کاسه ی بشکسته ی لیلا بدستش<br />
من اسیر این دیارم<br />
عاشق این بیشه زارم<br />
من کویرم؛آتشم؛آهم؛سرابم<br />
من زهی اندر کمانم<br />
من صدای این دیارم<br />
ترکشم اندر گلوی دشمنانم<br />
من بلندای ستیغ این دیارم<br />
من کهی در کهکشانم<br />
کهربایم<br />
جزءجزء این تنم عشق است،خاک است<br />
من گذار روزگارم<br />
دره هایم؛دردهایی بس نهان است و<br />
بلندای ستیغ کوههایم،خاطرات سربلندی<br />
من جهانی را نهانی در دل خود خانه دادم<br />
من بلندای ستیغ کوههای این دیارم<br />
مام من،ایران من<br />
تنها دلیل بودن من<br />
سرزمین کودکی ها<br />
خاطرات نوجوانی<br />
مستی ایام شادی<br />
عشق پیری،مرگ من،آغاز و هم پایان من<br />
مام من،ایران من<br />
تنها دلیل بودن من</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حمید-کویر</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3317</link>
		<dc:creator>حمید-کویر</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3317</guid>
		<description>نداشتن پدر بخصوص وقتی میخوای که باشه و نیست سخته  وقتی بریدی وقتی موندی  وقتی نیاز داری یکی تو سرت دست بکش یا یه دست محکم پشتت بزنه و بگه چیه پسر چته.............اروند را دریاب که حسابی نیازت داره

راستی نمیدونستم یه شاعر در مرز همسایگی ما هست خیلی قشنگه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نداشتن پدر بخصوص وقتی میخوای که باشه و نیست سخته  وقتی بریدی وقتی موندی  وقتی نیاز داری یکی تو سرت دست بکش یا یه دست محکم پشتت بزنه و بگه چیه پسر چته&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.اروند را دریاب که حسابی نیازت داره</p>
<p>راستی نمیدونستم یه شاعر در مرز همسایگی ما هست خیلی قشنگه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/561/comment-page-1#comment-3316</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=561#comment-3316</guid>
		<description>&lt;strong&gt;&quot;باز باران با ترانه با گهرهای فراوان می خورد بر بام خانه
یادم آرد کودکی شش ساله بودم&quot;&lt;/strong&gt;&lt;/em&gt;




	&lt;em&gt;باز باران بی‌ترانه با سخن‌های فراوان می‌چکد از آسمان‌ها 
می‌رود از دست انسان
باز باران با هیاهو، می‌برد یاد پدر را
یاد دارم کودکی را، قصه‌ی شیرین باران
باز باران سیل گردید، هر طرف را درنوردید
در دلم آشوب برپاست، راستی باران زیباست؟
یاد دارم کودکی شش ساله بودم
کاش باران نم ببارد یا نبارد
در دلم غوغاست امروز
از هیاهوی صدایش
از سفیر قصه‌هایش
سیل آمد
خانه را برد
کودکی را از سرم برد
سیل آمد پر هیاهو
مادرم می‌گفت:
شاید؛ آسمان فردا نبارد
کودکی را لابلای سیل فردا جستجو کن
مادرم آرام و تنها
مادرم شاید غریب است
سرزمین مادری شاید غریب است
کاش دستان سپیدی این زمین را، سرزمین را 
این تنم؛ خاکم؛ زمینم
این زمینم؛ سرزمینم
کاش دستان سپید کودکانم از دبستان هاله گردد
این زمین را، سرزمین را پاس دارد
کاش دستان سپید کودکانم از دبستان هاله گردد
این زمین را، سرزمین را پاس دارد&lt;/em&gt;

&lt;strong&gt;با سپاس مجدد از عهدیه کالیراد عزیز.&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p><strong>&#8220;باز باران با ترانه با گهرهای فراوان می خورد بر بام خانه<br />
یادم آرد کودکی شش ساله بودم&#8221;</strong></p>
<p>	<em>باز باران بی‌ترانه با سخن‌های فراوان می‌چکد از آسمان‌ها<br />
می‌رود از دست انسان<br />
باز باران با هیاهو، می‌برد یاد پدر را<br />
یاد دارم کودکی را، قصه‌ی شیرین باران<br />
باز باران سیل گردید، هر طرف را درنوردید<br />
در دلم آشوب برپاست، راستی باران زیباست؟<br />
یاد دارم کودکی شش ساله بودم<br />
کاش باران نم ببارد یا نبارد<br />
در دلم غوغاست امروز<br />
از هیاهوی صدایش<br />
از سفیر قصه‌هایش<br />
سیل آمد<br />
خانه را برد<br />
کودکی را از سرم برد<br />
سیل آمد پر هیاهو<br />
مادرم می‌گفت:<br />
شاید؛ آسمان فردا نبارد<br />
کودکی را لابلای سیل فردا جستجو کن<br />
مادرم آرام و تنها<br />
مادرم شاید غریب است<br />
سرزمین مادری شاید غریب است<br />
کاش دستان سپیدی این زمین را، سرزمین را<br />
این تنم؛ خاکم؛ زمینم<br />
این زمینم؛ سرزمینم<br />
کاش دستان سپید کودکانم از دبستان هاله گردد<br />
این زمین را، سرزمین را پاس دارد<br />
کاش دستان سپید کودکانم از دبستان هاله گردد<br />
این زمین را، سرزمین را پاس دارد</em></p>
<p><strong>با سپاس مجدد از عهدیه کالیراد عزیز.</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
