<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: درسی که اروند در روز پدر به پدر داد!</title>
	<atom:link href="http://i.darvish.info/archives/440/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://i.darvish.info/archives/440</link>
	<description>دل نوشته های محمد درویش</description>
	<lastBuildDate>Thu, 18 Mar 2010 18:39:32 +0330</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2961</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2961</guid>
		<description>درور بر سیامک عزیز: هر چه بیشتر عادت کنیم به یادگرفتن و سربه زیر داشتن، احتمالا امکان پرتاب کلوخ نادانی از طرف ما کمتر خواهد شد! ارادت داریم رفیق دریایی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درور بر سیامک عزیز: هر چه بیشتر عادت کنیم به یادگرفتن و سربه زیر داشتن، احتمالا امکان پرتاب کلوخ نادانی از طرف ما کمتر خواهد شد! ارادت داریم رفیق دریایی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیامک معطری</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2960</link>
		<dc:creator>سیامک معطری</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2960</guid>
		<description>بسیار جالب بود. من که سعی می کنم همیشه از همه ی اطرافیانم به خصوص دخترم چیز یاد بگیرم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بسیار جالب بود. من که سعی می کنم همیشه از همه ی اطرافیانم به خصوص دخترم چیز یاد بگیرم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2959</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2959</guid>
		<description>ممنون. موافقم قد اونها بالاتر است! چشم ... می بوسمش.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون. موافقم قد اونها بالاتر است! چشم &#8230; می بوسمش.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شقایق</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2957</link>
		<dc:creator>شقایق</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2957</guid>
		<description>راستی!نقاشی ها محشرند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستی!نقاشی ها محشرند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شقایق</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2956</link>
		<dc:creator>شقایق</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2956</guid>
		<description>عکس اول پست و نگاه اروند فوق العاده است ,الهی زنده باشه...
آره خب!به نظر من هم حق داشته از دست پدر دلخور باشه،این آدم کوچولوهای نازنین گاهی چنان از بالا می بینند که قد ما به نگاه اون ها نمی رسه!از طرف من ببوسینش
در مورد نامگذاری روز ها خیلی موافقم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عکس اول پست و نگاه اروند فوق العاده است ,الهی زنده باشه&#8230;<br />
آره خب!به نظر من هم حق داشته از دست پدر دلخور باشه،این آدم کوچولوهای نازنین گاهی چنان از بالا می بینند که قد ما به نگاه اون ها نمی رسه!از طرف من ببوسینش<br />
در مورد نامگذاری روز ها خیلی موافقم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2955</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2955</guid>
		<description>درود بر مریم بانوی عزیز: پاسخ شما در نهایت هوشمندی، احترام و ظرافت نوشته شده و حقیقتاً تحت تاثیر قرار گرفتم. البته به نظر من روز پدر را فقط به این دلیل انتخاب کردند که خانمها شریک غم داشته باشند! وگرنه هرکه یا هر چیزی که برایش روزی را قرار دادند، مرد و رفت! نگاه کن به روز جهانی محیط زیست، روز معلم، روز کارگر، روز مقابله با بیابان زایی، روز هوای پاک و روز زن ... آیا این نامگذاری ها وضع ایشان را تغییر داده است؟ اصلا چرا ما روز تاجر نداریم؟! ... زنده باشی ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود بر مریم بانوی عزیز: پاسخ شما در نهایت هوشمندی، احترام و ظرافت نوشته شده و حقیقتاً تحت تاثیر قرار گرفتم. البته به نظر من روز پدر را فقط به این دلیل انتخاب کردند که خانمها شریک غم داشته باشند! وگرنه هرکه یا هر چیزی که برایش روزی را قرار دادند، مرد و رفت! نگاه کن به روز جهانی محیط زیست، روز معلم، روز کارگر، روز مقابله با بیابان زایی، روز هوای پاک و روز زن &#8230; آیا این نامگذاری ها وضع ایشان را تغییر داده است؟ اصلا چرا ما روز تاجر نداریم؟! &#8230; زنده باشی &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مریم بانو</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2954</link>
		<dc:creator>مریم بانو</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2954</guid>
		<description>درود
سناریویی که من تصورش رو میکنم اینه که : اروند نقاشی اول رو قایم کرد تا ببینه شما چقدر در نگهداری نقاشی هدیه اش دقت دارید و بعد وقتی دید که شما به اون بهونه ازش خواستید نقاشی دومی رو براتون بکشه هردوتا رو دور میندازه...  شاید واسه اسنکه بگه: اون چیزی که براش مهمه نگهداری از نقاشی هستش نه خود نقاشی از لحاظ زیباییش ... برای همین هم رنگ غالب در نقاشی اول سبز(رنگ طبیعت) و رنگ غالب در نقاشی دوم مشکی هستش.
البته شاید حدس بی ربطی باشه ... اما این حس من بود :)
راستی... نه اینکه فراموش کردم دیروز رو بهتون تبریک بگم اما ... فارغ از هر نگاه تعصب گرایانه، گاهی با خودم فکر میکنم که ما باید روزی رو به پدر تبریک بگم که اگه اون پدر ، دینی جز اسلام هم داشته باشه براش اون روز ارزش معنوی داشته باشه...
شاید اروند هم دلایل خاص خودش رو داشت، برای اینکه &quot;روز متفاوتی&quot; رو برای تبریک انتخاب کرد... شاید چون معتقده : یک &quot;پدر متفاوت&quot; شایستگی یک &quot;تبریک متفاوت&quot; رو هم داره...
شاد باشید، پدر گرامی اروند خان.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>درود<br />
سناریویی که من تصورش رو میکنم اینه که : اروند نقاشی اول رو قایم کرد تا ببینه شما چقدر در نگهداری نقاشی هدیه اش دقت دارید و بعد وقتی دید که شما به اون بهونه ازش خواستید نقاشی دومی رو براتون بکشه هردوتا رو دور میندازه&#8230;  شاید واسه اسنکه بگه: اون چیزی که براش مهمه نگهداری از نقاشی هستش نه خود نقاشی از لحاظ زیباییش &#8230; برای همین هم رنگ غالب در نقاشی اول سبز(رنگ طبیعت) و رنگ غالب در نقاشی دوم مشکی هستش.<br />
البته شاید حدس بی ربطی باشه &#8230; اما این حس من بود <img src='http://i.darvish.info/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
راستی&#8230; نه اینکه فراموش کردم دیروز رو بهتون تبریک بگم اما &#8230; فارغ از هر نگاه تعصب گرایانه، گاهی با خودم فکر میکنم که ما باید روزی رو به پدر تبریک بگم که اگه اون پدر ، دینی جز اسلام هم داشته باشه براش اون روز ارزش معنوی داشته باشه&#8230;<br />
شاید اروند هم دلایل خاص خودش رو داشت، برای اینکه &#8220;روز متفاوتی&#8221; رو برای تبریک انتخاب کرد&#8230; شاید چون معتقده : یک &#8220;پدر متفاوت&#8221; شایستگی یک &#8220;تبریک متفاوت&#8221; رو هم داره&#8230;<br />
شاد باشید، پدر گرامی اروند خان.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد درویش</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2953</link>
		<dc:creator>محمد درویش</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2953</guid>
		<description>سلام بر محمد رضا عزیز ... سپاسگزارم ... امید که با آن کفش جادویی بتوانی جاهایی را درنوردی که سالها با یادش بخندی و در لذتش شناور بمانی. از شنیدن خبر خشکی کامل پریشان بر پریشان حالیم افزودی برادر ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بر محمد رضا عزیز &#8230; سپاسگزارم &#8230; امید که با آن کفش جادویی بتوانی جاهایی را درنوردی که سالها با یادش بخندی و در لذتش شناور بمانی. از شنیدن خبر خشکی کامل پریشان بر پریشان حالیم افزودی برادر &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمود رضا پولادی</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2951</link>
		<dc:creator>محمود رضا پولادی</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2951</guid>
		<description>سلام استاد درویش عزیز 
روز پدر بر شما هممبارک باد  متاسفانه اینترنت زغال سوز ما باعث شد تا نتوانم نقاشی های اروند خان گل را ببینم  این بچه ها چه کارها که نمی  کنند فرزاد و فرهاد من نیز کفشی نو برای کوهنوردی من گرفتند و مرا شادمان  نمودند
مطلب زیبایتان در مورد خشکسالی و دیدگاه کورش کبیر را خواندم درود بر شما باد 
راستی تالاب پریشان ما نیز خشکید  با مطلبی در این باره به روزم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام استاد درویش عزیز<br />
روز پدر بر شما هممبارک باد  متاسفانه اینترنت زغال سوز ما باعث شد تا نتوانم نقاشی های اروند خان گل را ببینم  این بچه ها چه کارها که نمی  کنند فرزاد و فرهاد من نیز کفشی نو برای کوهنوردی من گرفتند و مرا شادمان  نمودند<br />
مطلب زیبایتان در مورد خشکسالی و دیدگاه کورش کبیر را خواندم درود بر شما باد<br />
راستی تالاب پریشان ما نیز خشکید  با مطلبی در این باره به روزم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صنوبر</title>
		<link>http://i.darvish.info/archives/440/comment-page-1#comment-2950</link>
		<dc:creator>صنوبر</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Mar 2010 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://i.darvish.info/?p=440#comment-2950</guid>
		<description>تپش های قلب تابستان

در آب های فلج افکار 

تند نمی زند 

اما من .... 

نبض فریاد را میان شهر گرفتم

بوی سکوت می داد و

تند می زد.

منتظر حضور سبزت هستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>تپش های قلب تابستان</p>
<p>در آب های فلج افکار </p>
<p>تند نمی زند </p>
<p>اما من &#8230;. </p>
<p>نبض فریاد را میان شهر گرفتم</p>
<p>بوی سکوت می داد و</p>
<p>تند می زد.</p>
<p>منتظر حضور سبزت هستم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
