چه راحت فرصت‌سوزی می‌کنیم!

گرگ‌ها خوب بدانند در این ایل غریب
گر پدر مرد، تفنگ پدری هست هنوز
گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند
توی گهواره چوبی پسری هست هنوز
آب اگر نیست، نترسید که در قافله‌مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

                                                     زهرا رهنورد

     همیشه در این اندیشه بوده و هستم که چرا ایران من و ما هرگز نتوانسته همپای سرمایه‌های انسانی و اندوخته‌های ناهمتای طبیعی‌اش از سهمی درخور و اعتباری سزاوارانه در جهان برخوردار شده و مردمانش در رفاهی متناسب با این توانمندی‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری‌اش روزگار بگذرانند؟
     به راستی چرا باید نرخ فرسایش آبی و بادی در این کشور بیش از ۶ برابر میانگین جهانی باشد؟ چرا باید ذخیره‌ی ۱۰۰۰ سال خود را در عرض کمتر از ۱۰ سال از سفره‌های آب زیرزمینی بمکیم و به هدر دهیم؟ چرا باید نیمی از آبادبوم‌های ما متروکه شوند و چرا باید در بیش از ۸۰ روز سال، هموطنان عزیزمان در اهواز و آبادان نتوانند به درستی نفس بکشند؟
     این چند روزه من هم مثل بسیاری از هموطنان عزیزم، غرق در حیرت و اندوه و شوک و غم بوده و هستم. باورم نمی‌شود که یک دولت به خود حق دهد که منافع ملّی یک ملت و مملکت را به نفع خود چنین مصادره کرده و از این شور و حمایت کم‌نظیر مردمش به نفع پایداری و اقتدار و عزت نام ایران بهره‌برداری نکند.
    دلم از این همه نابخردی به درد آمده و به شدت برای آینده‌ی وطن و فرزندان پاکنهادش نگران هستم. حکومتی که حتا اجازه‌ی نفس کشیدن و داشتن یک روزنامه را به خودی‌ترین و وفادارترین یاران خود ندهد؛ و به نخست‌وزیر زمان جنگش اجازه برگزاری یک سخنرانی و اعتراض مسالمت‌آمیز را ندهد، به که یا چه می‌خواهد رحم کند؟!
     آیا این است مفهوم آزادترین ملت جهان آقای احمدی نژاد؟!

    می‌خواستم از مناسبت‌های این روزها بنویسم … می‌خواستم از ۱۷ ژوئن – روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی و کاهش اثرات خشکسالی بنویسم – روزی که علی‌القاعده برای صاحب تارنمای مهار بیابان‌زایی باید مهم‌ترین روز سال باشد؛ حتا پیش‌تر ۵ برنامه رادیویی برای این مناسبت با همکاری رادیو فرهنگ آماده پخش کرده بودم. اما مگر می‌شود صحنه‌های عجیب و شرم‌آور ضرب و شتم جوانان وطن را در خیابان‌های پایتخت و بسیاری از شهرهای دیگر کشور دید و خون گریه نکرد و همچنان بی‌تفاوت ماند؟
     ما می‌توانستیم از فرصت استثنایی ۲۲ خرداد بهره گرفته و به همه‌ی دنیا نشان دهیم که جمهوری اسلامی ایران در شمار یکی از مردمی‌ترین حکومت‌های جهان قرار دارد؛ اما افسوس که قدر این موهبت و فرصت طلایی را ندانسته و چه آسان بزرگترین فرصت‌سوزی قرن را برای وطن رقم زدیم. هرچند همچنان امیدوارم تا عقلای قوم به پاخیزند و دوباره چالش بوجود آمده را به فرصت بدل سازند.

    به قول کوروش بزرگ: برای مقابله با اژدهای تاریکی باید از شمشیر روشنایی استفاده کرد.

     مؤخره:
    سه روز است می‌خواهم این یادداشت کوتاه را در خانه‌ی مجازی‌ام منتشر سازم، اما سرعت اینترنت آنقدر کم شده که نتوانسته‌ام … شگفتا! چرا باید حضور یا عدم حضور پیامک و اینترنت پایه‌های نظامی را بلرزاند که بیش از ۸۵ درصد مردمش در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ به پای صندوق‌های رأی رفتند؟
     چه راحت فرصت سوزی می‌کنیم …

۴۴ دیدگاه برای 'چه راحت فرصت‌سوزی می‌کنیم!'

آبونه شدن به نظرات توسط RSS یا ارسال TrackBack به 'چه راحت فرصت‌سوزی می‌کنیم!'.

  1. هومان خاکپور گفته است :

    محمدخوب سلام
    شایدوایکاش این فرصت سوزی هابه یک فرصت بزرگ به انجامد.
    مواظب خودت واروندعزیز باش %

  2. دکتر اسدالله ابراهیمیان گفته است :

    مشکل فرسایش بادی و آبی در فلات ایران به نظر میرسد یک مساله اقلیمی-جمعیتی است که به موجب آن این فلات سرسبز در طول فقط چند هزاره به شوره زاری وسیع و وسیعار تبدیل شده است و این روند تخریبی با افزایش جمعیت در قسمت مرکزی فلات در صد سال اخیر روند تصاعدی به خود گرفته است. خلاصه بگویم: امروز ۳/۲ جمعیت ۷۵ میلیونی ایران در قسمت مرکزی فلات ایران یعنی بین رشته کوه زاگرس و البرز زندگی میکنند. هملنطور که اطلاع دارید این فلات به طور متوسط ۱۵۰۰ متر از سطح دریا بالاتر است. دیگر اینکه این فلات به شکل یک لگن بیضی شکل است که گستره آن از شمال غرب در نزدیکی آذربیجان تا جنوب شرق ایران و قسمتی از افعانسان را فرا میگیرد. نکته بسیار مهم در این راستا اینست که این فلات وسیع هیچگونه ارتباط آبی با ذریای آزاد نداشته و آلاینده های جامد بدون کم وکاست در پایینترین نقاط فلات (دو کویر) انباشته شده اند. مهمترین آلاینده جامد همین نمک طعام به ظاهر بی گناه و بی ضرر است. هر انسان به طور طبیعی به روزی ۲٫۵ گرم نمک طعام احتیاج دارد که قسمت اعظم آنرا از طریق اظافه کردن آن به غذای روزانه تامین میکند. در این راستا باید گفت که ریخت و پاش سرانه نمک هم در روز در حدود همین مقدار است. نمک مصرفی بدون کم و کاست از طریق ادرار یا تعرق از بدن خارج و وارد محیط میشود و در آنجا انباشته میشود. با این حساب چهل میلیون ایرانی هر روط به طور سرانه ۵ گرم نمک طعام به فلات ایران وارد میکند بدون اینکه اندکی از آن به دریای آزاد راه پیدا کند تا از مقدار آن کاسته شود. با یک حساب سرانگشتی هرروز به طور متوسط ۲۰۰ تن نمک به فلات ایران ریخته میشود. حالا از مقدار نمکی که شهرداریها برای ذوب برف به خیابانها و جاده ها میریزند صزف نظر مینم

    در گذشته های نزدیک این نمک در دریاچه های قم , رضاییه , بختگان و غیره انباشته میشد و آب دریاچه ها از پخش شدن آن توسط باد جلوگیری میکرد. اما با احداث سدهای بالادست دریاچه ها خشک شدند ولی نمک موجود به زمینهای اطراف همچنان انباشته و پراکنده میشود. به نظر میرسد که این مساله افزایش نمک در فلات ایران عامل اصلی شوره زارشدن و بایر شدن زمینها باشد. اگر به تاریخ برگردیم می بینیم که آریایی ها به این علت به این سرزمین کوچ کردند تا از مرغزارهایش بهره بدند. به راستی آن مرغزارها را چه شد!؟‌ جنگلها کجا رفتند؟ شیرهای پارسی و گورخرهای بهرام گور را چه مشکلی پیش آمد؟‌

    به نظر میرسد همه این تخریب ها به دلیل افزایش تدریجی نمک در فلات ایران و نابودی تدریجی گیاهان و سپس جانوران باشد.

    راه حل مساله را برای بحث بعدی میگذارم.

    سرسبز باشید

  3. هقشده گفته است :

    با درودی سرودگونه

    امروز باید دست از عرب با زی‌ و اسلام با زی‌ و گفتن کلمات و جمله‌های … ما که همیشه نمیتوا نیم در مبارزه و در صحنه باشیم و این گونه خواهد بود که رژیم‌های اینده نتوا نند دست روی مردم بلند کنند.

    پیروز و پایدار با د مردم عزیز و سر بلند ایران

  4. شیوا شفاهی گفته است :

    روز ۱۷ ژوئن همه بچه ها اینجا میرن تو سمینار های علمی شرکت کنند. این پرفسور من دیروز گفت :” شیوا برو تو تا تو گشورت این خبرا است حواست پیش ما نیست با آنهای است . اصلا اینجا نیستی،من هم جای شما ها بودم تو دانشگاه بودم ولی نه پشت میز درس. پاشو برو ،اصلا برو تو حیاط دانشگاه برو تو خیابون های اینجا فریاد بزن . ”
    رفتیم با همه بجه ها فریاد زدیم . پلیس هم بود ولی به جای گلوله بهمون آب می دادتد تا گلو مون را تازه کنیم . امروز هم بر وبجه ها می روند ، تا فریاد بزنند.
    بیابان زدائی دفاع کرد مستلزم آن است ملت بدانند بیابان چیست این کشوری که سارمان محیط ریست اش در کمتر از هشت ماه مجموعه قوانین استخراج می کند. تازه می ذن موجوز قتل موجودات پریشان را صادر می کنند.تا به “گسترش بیابان” کمک کنبم. بیابان زدائی نمی فهمن چیه.
    پش فعلا برای احقاق مانیفست سبز بریم با هم توحیاط دانشگاه فریاد بزنیم
    پاینده باشین

  5. سلام
    به قدری سرعت پائین اومده که حتی نمی شود به درستی وبلاگ را به روز کرد و شرمنده دوستان می شویم .
    به هر حال می بایست منتظر روزهای آتی بود به احکام صادره گردن نهاد!!
    شعر ابتدایی نیز بسیار بسیار زیبا بود .
    بدرود.

  6. م.ش گفته است :

    بسمه تعالی
    حضور محترم مراجع تقلید، علمای عظام حوزه های علمیه
    و روشنفکران، هنرمندان، اساتید محترم دانشگاه ها محققان و دانشجویان متعهد ۲۶/۳/۸۸
    و مردم شریف و مجاهد ایران

    با سلام و احترام،
    در تبلیفات انتخابات دهم ریاست جمهوری، آقای احمدی نژاد در دومین مناظره که از رسانه ملی پخش شد، با برنامه¬ای از پیش تعیین شده که مخاطب آن مردم عوام بودند به طور ناجوانمردانه مهندس موسوی را مورد خطاب و عتاب قرار داد که پشت سر شما آقای هاشمی، خاتمی و ناطق نوری و … هستند و سپس برخلاف موازین اخلاقی و شرعی اقدام به هتک حرمت و افترا نمود. انسانهای متعهد و روشنفکر برنده این مناظره را مهندس موسوی دانستند ولی عوام، احمدی نژاد را پیروز این میدان پنداشتند. این پرده دری¬ها، وارد نمودن اتهامات و قانون شکنی¬ها توسط ایشان در همه سخنرانی¬های انتخاباتی چه در صدا و سیما و چه در متینگ ها ادامه داشت و هم اکنون نیز ادامه دارد.
    اینجانب به عنوان یک شهروند مسلمان و به عنوان یک مقلد از شما مراجع محترم تقلید که ستون¬های اسلام و مکتب شیعه هستید سوالات شرعی زیر را مطرح می¬نمایم و امید دارم به اینجانب و افکار عمومی و امت اسلامی پاسخ فرمائید.
    سوال یک: آیا جایز است قبل از اثبات جرم مسلمانی را از طریق رسانه ملی مورد اتهام قرار داد؟
    سوال دوم: کسی که این انهامات را وارد می کند از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
    سوال سوم: آیا مسلمانان می¬توانند به محض شنیدن این اتهامات که ظاهری شجاعانه دارد، پیرو و طرفدار او شوند؟
    سوال چهاوم: چنانچه اتهام زننده به قصد فریب عوام این اتهامات را وارد کرده باشد بر او چه حکمی فرض می¬شود؟
    سوال پنچم: چنانچه در انتخابات آرایی را صرفاً به خاطر شنیدن این اتهامات به طرفداری از اتهام زننده به صندوق های رای بریزند، آیا این آراء قابل قبول است؟
    ازشما مراجع محترم و بزرگ تقلید انتظار می¬رود، افراد امینی را به میان مردم بفرستید تا سوال کنند چند هزار نفر از آنها صرفا به خاطر شجاعت و نترس بودن آقای احمدی نژاد در وارد کردن اتهامات به مسولان نظام اسلامی به ایشان رای داده اند!!
    و اما عوام کیستند؟
    انسانهایی که قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل احکام نورانی اسلام و مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه خود و جامعه بین المللی را ندارند و ممکن است در بین همه قشرهای جامعه من¬جمله کشاورزان، روستانشینان، کارگران، کارمندان، سپاهیان، نظامیان وحتی روحانیان و دانشگاهیان باشند، ولی اکثریت آنها از علم ودانش بی بهره و یا کم بهره اند.
    خدا را شاهد می¬گیرم از بیشتر کسانی که سوال کردم چرا می¬خواهید به آقای احمدی نژاد رای بدهید در پاسخ گفتند به خاطر اینکه ایشان قادر است جلو روحانیت مفت…. را بگیرد!!! آیا این رویکرد عوام به آقای احمدی نژاد از فریب خوردن قشر محروم جامعه نشات نگرفته است؟
    یکی از علل پیروزی انقلاب اسلامی برقراری ارزش¬های انسانی بوده است که این ارزشها را اسلام برای بشریت به ارمغان آورده است. امام خمینی (ره) در قیام پانزدهم خرداد ۴۲ فریاد بر آوردند که ای علمای اسلام، ای علمای قم، ای نجف، ای مشهد، ای تهران و…. به داد اسلام برسید. اسلام در خطر است و همین ندای امام بود که بسیاری از مردم آگاه و روحانیون مبارز و علمای اعلام در آن سالها به یاری او شتافتند. ولی این عوام بودند که فریب شاه را خوردند؛ به ویژه طرفدارن اصلاحات ارضی که شاه را حامی خود می¬پنداشتند. اگر عوام فریبی شاه نبود انقلاب اسلامی در همان ۱۵ خرداد ۴۲ به پیرزوی می رسید و ۱۵ سال به تعویق نمی¬افتاد.
    امروز پرچم اسلام و آزادی و دفاع از حمهوریت نظام اسلامی در دست مهندس موسوی قرار گرفته است. این فرزند رشید و معتمد امام خمینی (ره) است که امروز صدای امام از حلقوم ایشان بلند شده است که: ای علمای اسلام به داد اسلام برسید و ازفریب، دروغ و استبداد جلوگیری کنید.
    در مقابل مهندس موسوی چه کسی قرار گرفته است؟ فردی که با فریب عوام و دروغ و نیرنگ حاکمیت را در دست گرفته است و متاسفانه امروز شنیده می¬شود که مجلس و قوه قضائیه نیز از ایشان حمایت کرده و عن¬قریب ممکن است که شورای نگهبان نیز بر اثر فشار عوام فریبان رای بر صحت انتخابات دهد تا یک دوره چهار ساله دیکر کشور را به سمت سقوط و صلح و سازش با جهان خواران به پیش ببرد. همان گونه که سایر دیکتاتورها ابتدا عوام را طرفدار خود کردند و سپس کشور را تسلیم بیگانگان نمودند.
    امروز به عنوان یک مسلمان آزاده از همه مراجع محترم تقلید می¬خواهم که به سولات شرعی این شهروند ایران و فرزند اسلام پاسخ دهند و حقیقت را فدای مصلحت نکنند، شما علمای اعلام نسبت به روشن کردن مردم در مساجد اقدام کنند. از شما دانشگاهیان که در تهران حضور دارید تشکر می¬کنم و به بقیه دانشگاهیان در اقصی نقاط کشور و ایران می¬خواهم که بر طبل حقیقت خواهی و عوام گریزی بکوبند. ازشما ملت بزرگ ایران می¬خواهم از فرزند واقعی انقلاب اسلامی مهندس میر حسین موسوی حمایت کنند.
    حال، ای همت¬ها، جهان آراها، کاظمی¬ها، باکری¬ها، کشوری¬ها، شیرودی¬ها، صیاد شیرازی¬ها، بروجردی¬ها، ستاری¬ها، کلاهدوزها، و همه سرداران سپاه اسلام کجائید که سامری زنده شده و عوام را فریب داده و دسته ای از آنها را به نام بسیج به جان مردم انداخته است. اسلام محمدی با تمامی قوا یک بار دیگر در برابر اسلام فریب و نیرنگ قرار گرفته است. نورانیت در برابر ظلمت و عقلانیت در برابر جهالت و حیا در برابر پرده دری صف کشیده است. به پا خیزید و از شرف خود دفاع کنید و نگذارید که اسلام به دست نامحرمان و نااهلان بیفتد.

    والسلام علی عباد ا… الصالحین
    عبداله صبور
    فرزند ایران و اسلام

  7. حمیدرضاوجدانی گفته است :

    درویش عزیز سلام – اگر چه بسیار غمگینم اما متحیر نیستم . همواره سبز باشید

  8. شقایق گفته است :

    گیرم که در باورتان به خاک نشستم و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه می کنید؟
    گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای
    پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید؟
    گیرم که می زنید گیرم که می برید گیرم که می کشید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟ …

  9. اشکار گفته است :

    عاقلان را کلامی کافی است .اگر دوستان در شر خردلی عقل داشته باشند می بایست متوجه گردند.براستی هین فریاد های شبانه نیز نوار است؟!البته اکنون با پیشرفت فناوری دشمنان ازDVDاستفاده می کنند

  10. بابای فردا گفته است :

    دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد —- بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد
    کارون زچشمه خشکید، البرز لب فرو بست —- حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد
    دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت —- رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد
    روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید —- زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
    بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند —- گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد
    دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد —- نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد
    دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت —- بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد
    آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است —- اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد
    سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی —- اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد
    کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید —- شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد
    هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی —- بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد
    .
    .
    .
    دلم برایتان تنگ شده و برای هر آنکه خوب می اندیشد…

  11. نسرین گفته است :

    با سلام
    دیروز روز مهار بیابانزایی بود .مثل اینکه جو انتخابات فضای وبلاگ شما رو هم تحت تاثیر قرار داده .چون انتظار داشتم مطلبی درباره بیابانزایی بخوونم نه …
    موفق باشید

  12. اشکار گفته است :

    چرخ زمان به عقب بر نمی گردد
    مشروطه به استبداد بر نمی گردد
    روح حقیقت خواهی و آزادی طلبی مردم از شیشه ترک خورده بدر آمد
    تفاوت است بین ایرانیان و کره شمالی و مصر و سوریه
    ….به شرط انکه داستان مصدق و کاشانی پیش نیاید.

  13. اشکار گفته است :

    باید بهوش بود و از سخنان افراطی پرهیز کرد اگر در شرایط کنونی بین پیشروان این حرکت در دستگی روی دهد ۲۸ مرداد دیگری در پی خواهیم داشت

  14. نسرین گفته است :

    با سلام
    مطمئنا هیچ کس نمی تواند در برابر اتفاقات رخ داده بی تفاوت باشد .من خیلی اهل سیاست نیستم .فعلا با این حجم زیاد تحلیل و خبر واقعا کار مشکلی است که بتوان گفت که کدام درست است و کدام نادرست .
    چیزی که برای من هم دردناک است ریخته شدن خون چند نفر بی گناه است .و دیگر اینکه ایرانی در مقابل ایرانی بسیج شده .
    آقای درویش هدف وبلاگ من فقط ثبت مطالب علمی مربوط به جغرافیاست نه چیز دیگری .
    برای شخصیت علمی شما ارزش بسیاری قائلم قصد جسارت نداشتم
    موفق باشید

  15. رضا گفته است :

    اگر هنوز فکر می کنید در این جمهوری اسلامی می شود کار بنیادی انجام داد
    سخت در اشتباه هستید.بقول خودتان وقتی روزنامه آزاد نباشد،رادیو ویا هر رسانه آزادی نباشد دیگر انتظار چه دارید؟
    موفق باشید

  16. پریسا در دریای خوشبختی گفته است :

    زبان از بیان قاصر است…

  17. آنا گفته است :

    چه فاصله کوتاهیست از لبخند تا اشک ،‌ از امید تا یاس و از بزم تا سوگ

  18. محمد درویش گفته است :

    توان نوشتن ندارم … مرا ببخشید …

  19. زن گفته است :

    اینروزها میلیونها خس و خاشاک طرح بیابانزدایی دارند دوست من.

  20. محمد درویش گفته است :

    افتخارم این است که من هم یکی از آن میلیون ها خس و خاشاک هستم که روزی سرانجام بیابان زایی واقعی را در این کهن بوم و بر مقدس مهار خواهند کرد.

  21. هلیا گفته است :

    من ازسر علاقه شخصی که به محیط زیست دارم مدتهاست که به وبلاگ شمت سر می زنم. همیشه از نوشته های شما لذت بردم و اکنون نیز خشوحالم که به رغم سکوت عجیبی که در بسیاری از وبلاگها می بینم شاهد هستم که شما به وضع موجود معترضید.
    وبلاگ من گزارش هایی عینی از وقایع اخیر دارد دوست داشتید می توانید آنجا هم خبر بگیرید
    به امید ایرانی سبز و آزاد

  22. شقایق گفته است :

    افتخارتان ستودنی است… .

  23. محمد درویش گفته است :

    زنده باشید …

  24. کاوه آهنگری گفته است :

    لابد شعار ضحاک ماردوش را شم هم شنیده اید؟ بر وزن سرود ای ایران ساخته شده است

    ای ضحاک ای مار خیره سر
    زهرت بر ما گشته بی اثر

    کینه ات از دل کی برون کنم
    برگو با کذب تو چون کنم

    ای ی ظالم ار تو سنگ خاره ای من آهنم
    ّپایه های قدرتت ز بیخ و بن کنم

    ظلم تو شد در ریشه ام
    محو تو شد انیشه ام

    در محو تو کی وقفه ای دارد این کار ما

  25. زن گفته است :

    با چه داستانهای شیرینی از زبان مادربزرگ رشد کردیم و قد کشیدیم
    همه عشق و دوست داشتن،چهل گیس ،شاه عباس،احمد تنبل….
    نوادگان ما با چه قصه هایی بزرگ خواهند شد !قصه های تلخی که سینه به سینه میشنوند و به جای عشق ،همه را با شک و تردید مینگرند……

  26. سعادتی گفته است :

    سلام

    صفحه “مجازی” نا آمده سیل… ، در سوگ “حقیقت” سیاهپوش شد!

  27. درویشی گفته است :

    آقای درویش با درود
    ماجرا، ماجرای این چندروزه نیست.۳۰ ساله است!
    و دیگر آن که در باره ارسنجان دارم می نویسم و برخوردم به این آدرس

    http://darvish100.parsiblog.com/179735.htm

    آیا شهرک صنعتی ارسنجان ساخته شده . در همان مکان تعیین شده و کنار قنات چاه مادر یا به جای دیگر انتقال یافته؟

  28. همایون گفته است :

    سلام همکار همیشه سبز!
    خوشحالم که بالاخره از پوسته سکوت درآمدی، فکر می کنم تازه کار امثال تو و من شروع شده، بیابان را با تمام مظاهر بیابانی شدن باید زدود و ما با تمام شیوه های ممکن این کار را خواهیم کرد. کشور سبز، انسان های سبز و زندگی سبز سرنوشت محتوم ما ایرانیان است.

  29. متین فر گفته است :

    فقط میتونم بگم:
    پاینده ایران وایرانی.

  30. مریم گفته است :

    سلام
    بسان پروانه ای در مشت
    چه راحت می شه ما را کشت

  31. زن گفته است :

    بت ها را اینبار که خواهد شکست…

  32. فرهود گفته است :

    دوستت داریم موسوی و دوستت خواهیم داشت و اگر تو مردم را دوست داشته باشی و به گونه ای رهبری کنی که ظالمان از بین بروند جانمان را برای تو میدهیم.

  33. محمود رضا پولادی گفته است :

    سلام استاد عزیز جناب درویش
    هم نظرم با شما و چون شما و دیگران عمناک از جفایی که بر جوانان مان رفت ولی سرخوش و دلخوشم به آینده ایی روشن و نوید بخش
    صبح بیداری نزدیک است
    به روزم و در خدمت و منتظر
    پاینده ایران

  34. کاج بانو گفته است :

    ما همیشه بت می سازیم و بعد هزینه و فرصتهامون صرف شکستن بتهایی میشه که خودمون ساختیم..

  35. محمد گفته است :

    سلام
    هر چه نگاه کردم ارشیو نظرات را نظر قبلی خودم را ندیدم. خیلی دوست داشتم در ادامه نظرات من می نوشتیت محمد درویش گفته است. از این سبک تبادل نظر لذت می برم. چشم در چشم. کاش استاد عزیز به ما هم سر می زدید و شاگرد خویش را از راهنمایی هایتان بی نصیب نمی گذاشتید.
    یا هو

    پاسخ:
    سلام بر محمد عزیز: نخست آن که من استاد نیستم. درویش هم ترجیحش این است که خس و خاشاک نامیده شود. دوم این که این روزها مثل میلیون ها خس و خاشاک دیگر هم وطنم حال و حوصله نوشتن ندارم. سوم این که کامنت قبلی شما را دریافت نکردم. زنده باشی هم وطن عزیز.

  36. شقایق گفته است :

    کماکان هر روز صبح به این جا سر می زنم … .

  37. زن گفته است :

    استاد این جریان گرد و غبار از سمت عراق میاید را توضیح دادید؟در کدام پست و تاریخ؟ متشکرم.

  38. محمد گفته است :

    سلام بر آقای درویش عزیز
    افتخار من هم این است که در کنار تمام خس و خاشاک های ایران بمانم. حال نوشتن دارم حال زندگی کردن ندارم این روزها. ولی من می نویسم آقای درویش. تا آخرین قطره خون در وجودم. شاید دیگر فرصتی نباشه. این روزها عمرها بر لب بومه! انسانها ارزش گذشته را هم ندارند. با یه پسوند و پیشوندی مطرود یه عده خاص می شند. ارزش ها ضد ارزش شده. مسلمونی نمی یبینم تا سراغ اسلام را ازش بگیرم. اسلام همه جا فریاد زده می شه. توی گوشمون توی چشامون توی زبونمون. از قال و قیل متنفرم. فقط یه خدایی مونده باسمون. دیگه به هیچ کی به غیر اون نمی شه اعتماد کرد. هوا هم این روزها گرفته. از دست این دژخیمان آلوده شده. طاقت همه بی تاب شده.
    یا هو

  39. محمد گفته است :

    آقای درویش عزیز
    سلام و احترام
    روز مرد را به شما و خانواده محترمتان تبریک می گویم.
    ارادتمند شما-محمد
    یا هو

  40. محمد درویش گفته است :

    ممنون محمد عزیز … مرا شرمنده می کنی رفیق. به امید روزهایی سبزتر …

  41. ساناز گفته است :

    سلام فقط می تونم بگم خدا قوت . ودیگه اینکه بشینم و اشک بریزم که خدا عاقبت ما را ختم به خیر کنه. جگرم داره می سوزه که رأیم سوخته . دوستت دارم موسوی عزیز.

  42. زن گفته است :

    این ریز ذره ها که دست بردار نیستند
    چرا روی اینهمه شن روان ریگ نمیریزند
    به قول پرفسور این از همه ارزانتره ۱۰ سانت ریگ روی بیابان ارزانتر از درختکاری و بعد خشک سالی و درخت سوخته یا مازوت و…
    اینهمه کارگر هم نان میخورند
    یا مهم اینه که نان نخورند و ما هم کنارشون خاک و هزار نوع بیماری ویروسی؟؟؟
    چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    هرچند چرا رو همه میدونیم و چو دانی و پرسی سوالت خطاست!!!

  43. محمد درویش گفته است :

    منظورتان کدام پرفسور است؟!

:: دنبالک ها و پینگ ها ::

  1. پینگ با مهار بیابان زایی » بایگانی » 27 خرداد 1388: نحس‌ترین روز جهانی مقابله با بیابان‌زایی در ایران! - on تیر ۴م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۰ ب.ظ

دیدگاه خود را بیان کنید

Rodney's Search Widget plugged in.