
چرا «دلنوشتهها»؟!
«دلنوشتهها» همهي آن چيزي را هدف قرار داده كه به بهانهي «مهار بيابانزايي» نميتوانم در موردش بنويسم! كاري كه البته در طول دو سه سال گذشته انجام ميدادم!! دلنوشتهها، پنجرهاي است كه از قاب آن به جهان پيرامونم مينگرم؛ اگر گاهگاهي احساس ميكنيد كه آن قاب، تنگتر از آن چيزي است كه بايد باشد، هدايتم كنيد؛ امّا اگر فراختر به نظر رسيد، رهايش كنيد تا دستكم اندكي از تنگي پنجرههاي اطراف را تعديل ساخته و به دنبال فصول از سر گلها بپرد ...
لینکها
محبوبترین نوشتهها
- پيام يك اسكناس فرسودهي 200 توماني!
- چرا بايد از گردنهي حيران، حيرت كرد؟!
- اسلام كاريكاتوري ؛ به روايت سيّد حسن خميني
- براي ريحانههاي معصوم و پاكنهاد سرزمين مادري
- چه خوب است که نام فامیل تو، درویش است ؛ سید!
- بياييم به تشكيل جبههي متحد طبيعتخواهي بيانديشيم
- وطني كه ميشناسم
- جايزهي من و آغاز ششمين سال زندگي وبلاگ فارسي!
- انارهاي برفي!
- استفادهي ابزاري از عقاب در آمريكا!
بایگانی ماهیانه
- اسفند ۱۳۸۸
- بهمن ۱۳۸۸
- دی ۱۳۸۸
- آذر ۱۳۸۸
- آبان ۱۳۸۸
- مهر ۱۳۸۸
- شهریور ۱۳۸۸
- مرداد ۱۳۸۸
- تیر ۱۳۸۸
- خرداد ۱۳۸۸
- اردیبهشت ۱۳۸۸
- فروردین ۱۳۸۸
- اسفند ۱۳۸۷
- بهمن ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۷
- آبان ۱۳۸۷
- مهر ۱۳۸۷
- شهریور ۱۳۸۷
- مرداد ۱۳۸۷
- تیر ۱۳۸۷
- اردیبهشت ۱۳۸۷
- فروردین ۱۳۸۷
- دی ۱۳۸۶
- آذر ۱۳۸۶
- آبان ۱۳۸۶
- مهر ۱۳۸۶
- شهریور ۱۳۸۶
- مرداد ۱۳۸۶
- تیر ۱۳۸۶
- خرداد ۱۳۸۶
دیدگاههای تازه
دستهها
- فرهنگ
- فضاپیمای آتلانتیس
- لاک پشت
- لحظهها و نكتهها
- مناسبتها
- میرحسین موسوی
- محیط زیست
- مرگ
- مرگ پدر
- نقاشی
- نقش زنان در توسعه
- چالشگري
- ناصر کرمی
- وبلاگ
- یوز ایرانی
- ژاپن
- کهکشان
- کوه برلین
- کودکان امروز
- پژوهش
- پاييز
- پاسارگاد
- انتخابات ریاست جمهوری
- اوین درکه
- ايران
- اینترنت
- اجلاس کپنهاگ
- اروند
- از دیگران
- بهترین عکس سال
- بازی وبلاگی
- بدون دسته بندی
- تولد دوستان
- تارنماهای مفید
- تجليل از دوستان و همكاران
- جنگل ابر
- خبرها و رخدادها
- دنياي وبلاگستان
- داستان
- درختان عجيب
- روحانیت
- زيباترين باغ جهان
- زباله فضایی
- سفرنامه
- سیستان
- سخنرانی
- شاخاب پارس
- شتر
- طول عمر زنان و مردان



بشت دریاها شهری است
که در آن بنجرهها رو به تجلی بازاست
بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری مینگرند
دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان مینگرند
که به یک شعله .به یک خواب لطیف
خاک موسقی احساس ترا می شنود………..
خاک موسقی احساس ترا می شنود
و صدای بر مرغان اساطیر می آید در باد
بشت دریاها شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب وخرد وروشنی اند
بشت دریاها شهری است
قایقی باید ساخت…..
این شعر احساس من بود که در غالب شخصیتت می گنجه
از آشناییت خوشبختم
منتظرت هستم
سلام بر سید مهدی عزیز: ممنون که شخصیت مرا اینگونه می بینی هموطن عزیز. درود بر شما. آنها را خواندی؟
سلام
میدونم که با سرچ در اینترنت بتونم برای موضوعی که گفتم راهی ژیدا کرد
فهمیدم مطالبت. توجهت به خوانندگان وبلاگت.به روزبودنت.و…..موثرند
ولی اگر راه فنی ای بلدی لطفا برای صرفه جویی در وقتم به من بگو ممنونم
از مطالبت خم استفاده کردم
همینطور به وبلاگم لینکت کردم
موفق باشی
درود بر سید مهدی عزیز: فرمولی وجود ندارد برادر … با عشق بنویس و این عشق را صمیمانه با مخاطبانت به اشتراک بگذار. برایشان ارزش قایل شو و نشان ده که آنچه را که انتشار می دهی … ارزشمند است و برایش وقت گذاشته ای … آنگاه دقیقا همان اتفاقی خواهد افتاد که باید بیافتد. درود …