درباره

در دلنوشتهها كوشيدهام كه به خودم نزديكتر باشم! راستش را بخواهيد، دلنوشتهها اگر نبود شايد وبلاگي هم نبود! امّا آنقدر اين روزها «خود» بودن و ساده حرف زدن دشوار شده كه مجبور شدم برخي اوقات در قالبهايي ديگر حرفم را بزنم كه يكي از آنها مهار بيابانزايي و اروند بود … قالبهايي كه كمتر برخورنده باشد!! من فكر ميكنم يكي از بزرگترين سعادتهاي بشر اين است كه بتواند حرف دلش را در جامعهاي كه زندگي ميكند، بي هيچ نگراني و دغدغه خاطري بزند و ثبت كند … اميد كه آن سعادت روزي قابل لمس شود …

